۲. با وجود اینکه حدود ۹۰ درصد مردم حساب بانکی دارند، تنها حدود ۳۰ درصد از بانکها اعتبار رسمی دریافت کردهاند و فقط حدود ۴ درصد از ابزارهای اعتباری مانند کارت اعتباری استفاده میکنند؛ این نشاندهنده وجود یک «لایه مفقوده» در نظام مالی است.
۳. نظام اعتبارسنجی باید از مدل وثیقهمحور به سمت مدل مبتنی بر داده، سوابق رفتاری و فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی حرکت کند.
۴. همانطور که شبکه شتاب زیرساخت پرداخت را ایجاد کرده، کشور به یک زیرساخت ملی برای مدیریت اعتبار و ریسک نیز نیاز دارد.
۵. بزرگترین فرصت توسعه نظام مالی در ۴۰ درصد میانی جامعه قرار دارد؛ گروهی که توان بازپرداخت دارند اما دسترسی مناسبی به ابزارهای اعتباری ندارند.
۶. برآوردها نشان میدهد حدود ۱۲ هزار هزار میلیارد تومان ظرفیت مالی در میان ۴۰ درصد میانی جامعه وجود دارد که هنوز بهطور کامل فعال نشده و میتواند موتور رشد اقتصاد باشد.
۷. مسئله اصلی کمبود منابع مالی نیست، بلکه نحوه تخصیص تسهیلات است؛ زیرا وامها همچنان با روشهای سنتی و بدون بهرهگیری از ابزارهای نوین اعتباری توزیع میشوند.
۸. در سیاستگذاری باید میان خانوارهایی که بهطور موقت دچار مشکل شدهاند و افرادی که بهصورت ساختاری فقیر هستند، تفاوت قائل شد و برای هر گروه راهکار متناسب در نظر گرفت.
۹. در صورت موقتی بودن آثار شوکهای اقتصادی، توسعه بازار اعتبار و دسترسی آسانتر به وام میتواند به بازسازی فعالیتهای اقتصادی و بازگشت خانوارها به شرایط عادی کمک کند.
۱۰. تقویت طبقه متوسط، از طریق ایجاد یک نظام اعتباردهی هوشمند و مبتنی بر داده، یکی از مهمترین راهکارهای افزایش رفاه، گردش منابع مالی و توسعه اقتصادی کشور است.
▫️پینوشت: این نکات از همایش "چشمانداز اقتصاد ایران" که به همت "گروه رسانهای دنیای اقتصاد" برگزار شده، استخراج شده است.