۲. در فضای پس از انقلاب، با نقشآفرینی جریانهای چپ ایرانی و آنچه وی برنامهریزی روسی میخواند، ایران از ایفای نقش مؤثر در منطقه و سیاست جهانی فاصله گرفت.
۳. پس از این تحولات، آمریکا تلاش کرد عربستان را به قدرت اصلی منطقه تبدیل کند؛ کشوری که در جریان جنگ خلیج فارس با حمایت آمریکا، صدام را از کویت بیرون راند و سپس با تحولات بعدی، حکومت بعث عراق از صحنه سیاسی منطقه کنار رفت.
۴. آمریکا با حمایت از تغییرات ساختاری در عربستان و روی کار آمدن محمد بنسلمان، تلاش کرد جایگاه منطقهای این کشور را تقویت کند و نقش ازدسترفته خود در نظم منطقهای را بازسازی کند.
۵. با این حال، عربستان به باور نویسنده، ظرفیت و اراده لازم برای ایفای نقش یک قدرت مسلط منطقهای را به دست نیاورد.
۶. در ادامه، اسرائیل این خلأ را فرصتی برای نزدیک شدن به کشورهای عربی جنوب خلیج فارس دانست و با حمایت آمریکا، توافقهای ابراهیم را شکل داد.
۷. این رویکرد، یعنی همکاری اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس، به باور نویسنده نتوانسته است حمایت گسترده منطقهای و مردمی به دست آورد.
۸. نویسنده معتقد است اسرائیل اکنون با هدف تأثیرگذاری بر تجارت کشورهای عربی منطقه و روابط آنها با جهان، در پی ایجاد شکاف و دشمنی پایدار میان ایران و کشورهای منطقه است.
۹. بر اساس این تحلیل، هر فرد یا جریانی که در این مسیر حرکت کند، در زمین بازی اسرائیل و موساد قرار میگیرد.
فاعتبروا یا اولی الالباب
(پس ای خردمندان عبرت بگیرید)
✍️ علی شمساردکانی