به گزارش روایتنامه به نقل از زومان، شب گذشته، تنها چند دقیقه مانده به آغاز برنامه زنده عادل فردوسیپور، وبسایت و اپلیکیشن «فوتبال ۳۶۰» از دسترس خارج شد. خود فردوسیپور در آغاز برنامه گفت امیدوار است این اتفاق صرفاً یک مشکل فنی باشد، اما همزمان گزارشهایی از احتمال فیلتر شدن این رسانه منتشر شد. تا لحظه نگارش این گزارش، توضیح رسمی و شفافی درباره علت این اتفاق منتشر نشده است.
اما حتی اگر نام این رسانه را هم از داستان حذف کنیم، سؤال مهمتری باقی میماند:
اگر یک کسبوکار اینترنتی، بدون اطلاع قبلی و بدون شفافیت، ناگهان از دسترس خارج شود، اقتصاد چه پیامی دریافت میکند؟
این سؤال دیگر فقط درباره عادل فردوسیپور نیست؛ درباره یکی از مهمترین ستونهای هر اقتصاد مدرن است؛ حقوق مالکیت.
حقوق مالکیت یعنی چه؟
اقتصاددانها میگویند رشد اقتصادی قبل از آنکه به نفت، کارخانه یا فناوری وابسته باشد، به یک احساس وابسته است؛ احساس امنیت.
امنیت اینکه اگر سالها برای ساختن یک کسبوکار زحمت کشیدی، فردا صبح هنوز مالک آن باشی.
حقوق مالکیت فقط سند خانه یا زمین نیست. برند، وبسایت، اپلیکیشن، سرور، نرمافزار، دادههای کاربران، قراردادهای تجاری، حق نشر و حتی اعتبار یک رسانه نیز بخشی از دارایی یک بنگاه اقتصادی هستند.
اقتصاددان برنده نوبل، داگلاس نورث، حقوق مالکیت را یکی از مهمترین نهادهایی میداند که هزینه سرمایهگذاری را کاهش میدهد و امکان رشد اقتصادی را فراهم میکند. هرچه این حقوق قابل پیشبینیتر باشد، سرمایهگذاری بیشتر میشود؛ هرچه نامطمئنتر باشد، سرمایه عقب مینشیند.
بانک جهانی نیز در گزارشهای حکمرانی خود بارها تأکید کرده که قابلیت پیشبینی مقررات و حفاظت از حقوق مالکیت از مهمترین عوامل جذب سرمایه و رشد بخش خصوصی است.
مسئله فقط یک سایت نیست
فرض کنید یک کارخانه ۱۰۰ نفر کارگر دارد. یک روز صبح، در کارخانه باز نمیشود. هیچکس هم توضیح نمیدهد چرا.
ممکن است فردا باز شود؛ ممکن است هرگز باز نشود. در چنین شرایطی، فقط همان کارخانه آسیب نمیبیند.
سرمایهگذار بعدی با خودش میگوید: «اگر برای من هم چنین اتفاقی بیفتد چه؟» شاید بزرگترین آسیبی که چنین اتفاقهایی به اقتصاد میزنند، این پیام باشد: «ممکن است همهچیز را بسازی؛ اما هیچ تضمینی نیست که فردا همانجا باشد.»
در اقتصاد، سرمایه از ریسک نمیترسد، از ابهام میترسد. سرمایهگذار میتواند با مالیات بالا کنار بیاید، با نرخ بهره بالا کنار بیاید و حتی با رکود کنار بیاید؛ اما با محیطی که قواعدش قابل پیشبینی نیست، بهسختی کنار میآید.
شاید به همین دلیل است که اقتصاددانها میگویند مهمترین سرمایه هر کشور، نه نفت است و نه معدن؛ اعتماد به قواعد بازی است.
سوال این است که فردوسیپور از خط قرمزی رد شد و قواعد بازی را رعایت نکرد؟ یا رعایت کرد و قواعد بازی وسط بازی تغییر کرد؟ نمیتوان سوت شروع یک بازی را زد و قواعد را وسط آن بدون اطلاع قبلی تغییر داد.