يکشنبه 7 تير 1405 | Sunday, 28 June 2026
0
يکشنبه 7 تير 1405-9:1

پساتوافق و آینده خودروسازی ایران

تفاهم اقتصادی میان ایران و امریکا، اگر به آزادسازی دارایی‌های مسدود شده، جذب سرمایه خارجی و گسترش مناسبات با اروپا و دیگر کشورها بینجامد، می‌تواند یکی از مهم‌ترین نقاط عطف صنعت خودروی ایران باشد. اما این تحول، خودبه‌خود به بهبود کیفیت و رضایت مصرف‌کننده منجر نمی‌شود؛ شرط اصلی آن، شکستن انحصار در واردات و نوسازی بنیادین در بخش تولید است.
پساتوافق و آینده خودروسازی ایران
آینده این صنعت در گروی رقابت واقعی، برنامه‌ریزی تدریجی تعرفه‌ای و گذار از پلتفرم‌های فرسوده به فناوری‌های نوین است. با شکل‌گیری فضای جدید اقتصادی، نخستین پرسش این است که صنعت خودروسازی ایران چه سهمی از این گشایش خواهد داشت؟ پاسخ را باید در دو بازه زمانی جست‌وجو کرد: کوتاه‌مدت و بلندمدت و نیز در دو حوزه متمایز اما مرتبط: واردات و تولید. اثر کوتاه‌مدت شوک رقابتی از مسیر واردات: در کوتاه‌مدت، مهم‌ترین اثر توافق می‌تواند افزایش واردات خودرو و تنوع‌بخشی به بازار باشد. سال‌هاست بازار خودروی ایران درگیر انحصاری مزمن است؛ انحصاری که نه‌تنها رقابت را از بین برده، بلکه انگیزه ارتقای کیفیت، کاهش قیمت و بهبود خدمات پس از فروش را نیز تضعیف کرده است. اگر سیاستگذار تصمیم بگیرد واردات را به‌صورت هدفمند و گسترده آزاد کند - چه خودروهای صفر و چه کارکرده - می‌توان انتظار داشت سقف قیمتی بازار شکسته شود و فضای رقابتی شکل بگیرد. رقابت، تنها ابزار موثر برای واداشتن تولیدکننده داخلی به اصلاح رفتار است. تا زمانی که مصرف‌کننده «مجبور» به خرید محصول داخلی باشد، تغییر جدی رخ نخواهد داد. البته آزادسازی واردات باید با یک برنامه زمانبندی شفاف همراه باشد. برای مثال، دولت می‌تواند اعلام کند در سال نخست ۱۰۰ هزار دستگاه با تعرفه ۷۰ درصد وارد می‌شود، سال بعد ۱۵۰ هزار دستگاه با تعرفه ۵۰ درصد و در سال‌های بعد با افزایش تیراژ و کاهش پلکانی تعرفه‌ها ادامه می‌یابد. چنین جدول زمانی، هم به بازار سیگنال پیش‌بینی‌پذیر می‌دهد و هم به خودروساز داخلی فرصت تطبیق می‌دهد. اثر بلندمدت نوسازی تولید و مالکیت پلتفرم: در افق بلندمدت، مساله اصلی نوسازی ساختار تولید است. صنعت خودروی ایران سال‌هاست بر پلتفرم‌هایی تکیه دارد که عمر برخی از آنها به سه تا چهار دهه می‌رسد. ادامه تولید خودروهایی با فناوری قدیمی، علاوه بر کیفیت پایین، هزینه‌های مالی، جانی و زیست‌محیطی سنگینی به جامعه تحمیل می‌کند؛ از مصرف بالای سوخت گرفته تا ایمنی پایین و استهلاک بالا. در فضای پساتوافق، فرصت خرید یا مشارکت در توسعه پلتفرم‌های اقتصادی و مدرن فراهم می‌شود؛ پلتفرم‌هایی که متناسب با توان خرید مصرف‌کننده ایرانی طراحی شده باشند. نکته کلیدی آن است که این همکاری‌ها باید به انتقال فناوری و حتی مالکیت یا حق بهره‌برداری بلندمدت از پلتفرم بینجامد، نه صرفا مونتاژ کوتاه‌مدت. خودروسازان داخلی باید برنامه‌ای مشخص برای کنار گذاشتن تدریجی پلتفرم‌های قدیمی داشته باشند. محصولاتی که بر پایه فناوری ۳۰ یا ۴۰ سال پیش ساخته شده‌اند، باید به حافظه تاریخی صنعت سپرده شوند و جای خود را به خودروهایی با طراحی جدید، استانداردهای ایمنی به‌روز، تنوع آپشن و مصرف انرژی بهینه بدهند. تنوع انرژی؛ از بنزینی تا برقی: یکی از تحولات اجتناب‌ناپذیر صنعت جهانی خودرو، حرکت به سمت خودروهای برقی و هیبریدی است. در صورت بهبود روابط اقتصادی و دسترسی به فناوری و سرمایه، ایران نیز می‌تواند بخشی از تولید خود را به سمت خودروهای برقی کوچک و اقتصادی سوق دهد. این خودروها، به‌ویژه در شهرهای بزرگ می‌توانند هم هزینه سوخت را کاهش دهند و هم به بهبود کیفیت هوا کمک کنند. اما تولید خودروهای برقی بدون زیرساخت شارژ، سیاست حمایتی و برنامه‌ریزی انرژی ممکن نیست. بنابراین توسعه این بخش باید هماهنگ با وزارت نیرو، شهرداری‌ها و نهادهای شهری انجام شود. الزام رقابت واقعی: نکته محوری در همه این مباحث، شکستن انحصار است. اگر واردات آزاد شود اما با تعرفه‌های سنگین و محدودیت‌های غیرتعرفه‌ای عملا بی‌اثر بماند، صنعت داخلی تغییری نخواهد کرد. تجربه نشان داده زمانی که ارزان‌ترین خودروی وارداتی بسیار گران‌تر از محصولات داخلی باشد، تقاضای اصلی همچنان به سمت تولیدات داخلی سوق پیدا می‌کند و انگیزه اصلاح از بین می‌رود. تحول واقعی زمانی رخ می‌دهد که حتی اقشار کم‌درآمد نیز حق انتخاب داشته باشند؛ یعنی بتوانند میان خودروی داخلی و نمونه وارداتی اقتصادی یکی را بر اساس کیفیت و قیمت انتخاب کنند. در چنین شرایطی، خودروساز ناگزیر است کیفیت خدمات، تنوع محصول و ساختار هزینه‌ای خود را اصلاح کند. دولت؛ تنظیم‌گر نه حامی انحصار: در این مسیر، نقش دولت باید از «حامی تولید به هر قیمت» به «تنظیم‌گر رقابت» تغییر کند. حمایت هوشمند به معنای اعطای فرصت زمانی برای اصلاح است، نه ایجاد سپر دایمی تعرفه‌ای. اگر جدول زمانی کاهش تعرفه‌ها و افزایش واردات شفاف باشد، خودروساز می‌داند که پنج سال فرصت دارد ساختار خود را بازسازی کند؛ در غیر این صورت سهم بازارش را از دست خواهد داد. جمع‌بندی تفاهم اقتصادی می‌تواند آغاز فصل تازه‌ای برای صنعت خودروی ایران باشد، اما این فرصت تنها در صورتی به نتیجه می‌رسد که با اصلاحات ساختاری همراه شود. در کوتاه‌مدت، افزایش واردات و تنوع بازار شوک لازم را به صنعت وارد می‌کند و در بلندمدت، نوسازی پلتفرم‌ها، انتقال فناوری، توسعه خودروهای برقی و رقابت واقعی می‌تواند رضایت عمومی را افزایش دهد. آینده خودروسازی ایران نه در تداوم انحصار، بلکه در پذیرش رقابت و بازتعریف نقش دولت و تولیدکننده رقم خواهد خورد. اگر این مسیر به ‌درستی طی شود، می‌توان امید داشت که مصرف‌کننده ایرانی پس از سال‌ها، خودرویی «نرمال، ایمن و متعادل» را با حق انتخاب واقعی خریداری کند. بابک صدرایی، کارشناس صنعت خودرو منبع: روزنامه تعادل
به اشتراک بگذارید: