شنبه 9 مهر 1401 | Saturday, 01 October 2022
0
سه شنبه 18 مرداد 1401-15:56

محسن خلیلی؛ بنیان‌گذار اولین شرکت‌های گاز در ایران / پنجاه کنشگر اقتصاد ایران/ بخش بیستم؛ محسن خلیلی

نقش محسن خلیلی برای تأسیس شرکت بوتان در سال ۱۳۳۲ و همچنین برای پیشبرد برنامه‌های شرکت از جمله فراهم کردن اولین تریلی برای انتقال گاز از پالایشگاه آبادان، درست کردن مکان‌های ذخیره گاز در تهران، انتقال گاز به سیلندر با وجود فقدان هر گونه تجربه، پیشگامی در تأسیس شرکت‌های گازی در ایران و... دارای اهمیت بسیار بود.
محسن خلیلی؛ بنیان‌گذار اولین شرکت‌های گاز در ایران / پنجاه کنشگر اقتصاد ایران/ بخش بیستم؛ محسن خلیلی
محسن خلیلی، یکی از فعالان صنعتی در تاریخ معاصر ایران است. وی به اهمیت نهادهای خصوصی و مدنی و حکمرانی خوب در تصحیح و پیشرفت امور و کاهش مداخله دولت به منظور رسیدن به جامعه توسعه یافته، توجه داشت. به کمک نهادها می توان به اصلاح اختلالات موجود در سیاستگذاری ها (در بخش عمومی) و گروه های ذی نفوذ و قدرتمند پرداخت. زندگی وی در ۳۶ سال اخیر، عمدتا در حوزه تأسیس و توسعه نهادهای اجتماعی و توسعه گروه صنعتی بوتان صرف شده است.
محسن خلیلی در سال ۱۳۰۸ در خانواده ای صنعت پیشه در تهران به دنیا آمد از طریق پدرش با وسایل صنعتی مثل دوچرخه، موتور و برق آشنا شد. در ۹ سالگی به تجریش نقل مکان کردند. کلاس سوم دبستان را در مدرسه شاهپور تجریش و دوره دوم متوسطه را در دبیرستان های ایرانشهر و البرز گذراند.
در ۱۲ سالگی به کمک پدرش در خانه، کارگاه کوچکی درست کرد. او به کارهای فنی و درس ریاضی علاقه بسیار داشت و به برادر و خواهران کوچک تر و دوستان همسایه اش در حل مشکلات ریاضی کمک می کرد. به روایت نزدیکانش، در مقابل بی عدالتی و کمک به نیازمندان حساس بود. همین روحیه و مداخله در کار بزرگ ترها، سبب بروز مشکلاتی برای وی در مدرسه می گردید که با مداخله پدرش حل می شد.
نظم و صرفه جویی از ویژگی های شخصیتی وی بود. ترک معلمی و ورود به صنعت، از سوی پدر رونق و رفاه زندگی را برای خانواده اش به ارمغان آورد. همین مسئله، علاقه محسن را به فعالیت صنعتی بیشتر نمود و این اندیشه را در وی تقویت کرد که صنعتی شدن سبب رفاه زندگی می شود. او با این فکر، وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران شد. (سال ۱۳۲۸) تا در رشته مهندسی به ادامه تحصیل بپردازد. عشق به میهن و ارزش نهادن به اصول اخلاقی را در خانواده آموخت. وی به نقش مادرش در آموزش اخلاقیات، تأکید بسیار داشت. از نوجوانی در مواقع سخت، به استخاره از قرآن متوسل می شد.
در آن دوره با وجود این که حزب توده به عنوان یک جریان مارکسیستی، اکثر دانشجویان و طبقات تحصیل کرده را جذب شعارهای آرمان گرایانه خود می کرد. محسن به عضویت انجمن اسلامی در آمد. نهضت ملی شدن نفت، امیدهای فراوانی در دل وی برانگیخته و باعث شده بود که وی تا زمان فارغ التحصیلی (سال ۱۳۳۲) در خدمت اندیشه های ملی گرایانه باشد.
ناکامی در جنبش ملی شدن نفت، ضربه ای بر آرمان های وی بود و این سؤال را در وی تقویت کرد، که اگر تحولات سیاسی نمی تواند یک کشور جهان سومی را توسعه دهد، پس از چه راهی می توان به این مقصود دست یافت؟ مدت ها با این اندیشه در گیر بود، تا این که سفر به کشورهای توسعه یافته، راه حلی غیر سیاسی را در برابر چشمان وی گشود. او دریافت که با اکثریت فقیر و بی سواد نمی توان، کشور را متحول کرد و به سعادت و رفاه رساند. او معتقد بود متوسط بارندگی در ایران، یک سوم استاندارد جهانی است و همین محدودیت آبی، توسعه کشاورزی را دچار مشکل می کند؛ از این رو برای نجات از فقر روستایی، صنعتی کردن کشاورزی ضروری است و راه اساسی برای پیشرفت ایران، صنعتی کردن کشور است. از نظر وی صنعت، لکوموتیو، توسعه اقتصادی می باشد. پس از فارغ التحصیلی به همراه پدرش محمود خلیلی برای یک سفر مطالعاتی به اروپا و آمریکا رفت. همین سفر انگیزه محمود خلیلی برای تأسیس شرت بوتان در سال ۱۳۳۲ بود. نقش محسن خلیلی در چند سال اولیه برای پیشبرد برنامه های شرکت، مثل فراهم کردن اولین تریلی برای انتقال گاز از پالایشگاه آبادان - با وجود جاده های نامناسب تهران - آبادان - درست کردن مکان های ذخیره گاز در تهران، انتقال گاز به سیلندر با وجود فقدان هر گونه تجربه - پیشگامی در تأسیس شرکت های  گازی در ایران و گام گذاشتن در مسیرهای ناشناخته، دارای اهمیت بسیار بود. در این راه، تعدادی از همکلاسی های خلیلی در دانشکده فنی، مثل عباس چمران و مهندس غفاری با وی همکاری داشتند. با فارغ التحصیلی برادران وی از دانشگاه های آمریکا و ورود آن ها (از سال ۱۳۳۶) به شرکت بوتان، این شرکت، توسعه بیشتری یافت. کاربرد گاز در زمینه های گرمایشی، وسایل خوراک پزی در آشپز خانه، روشنایی و وسایل حمل نقل، ضرورت های تازه ای را، پیش روی شرکت بوتان قرار داد. ورود به تولید محصولات مختلف صنعتی، مثل سلیندر گاز در ابعاد مختلف، آبگرمکن، لوازم گازی برای آشپزخانه، مثل اجاق های یک تا چهارشعله، فر و... تنها بخشی از اقدامات شرکت بوتان برای پاسخ گویی به نیازهای گسترده مردم ایران بود. پاسخ گویی به این نیازها ضرورت های تازه ای را به وجود می آورد؛ گسترش نیروی کار، توجه به تربیت نیرو و آموزش فنی، نیازمند ظرفیت سازی در زمینه های گوناگون مالی، انسانی و فنی را در داخل شرکت بود؛ به گونه ای که شرکت بوتان در آغاز دهه پنجاه توانست بستر لازم را برای صادرات محصولاتش فراهم نماید. گسترش تقاضای داخلی بر (اثر افزایش قیمت نفت در این دهه)، اولویت فروش در بازار داخلی و بی نیازی دولت به ارز خارجی (به علت درآمدهای بالای نفتی)، اهمیت صادرات را برای شرکت ها در اولویت قرار نداد. 
وقوع انقلاب، جنگ و تحریم اقتصادی، فعالیت آن ها را دچار اختلال اساسی کرد.
نقش گروه بوتان در گسترش مصرف گاز مایع، زمینه تأسیس مؤسسات دیگری، مثل شرکت ایران گاز، پرسی گاز و ارساگاز را فراهم کرد. سرانجام در اول خرداد ۱۳۴۷ سندیکای شرکت های توزیع گاز مایع، تأسیس شد. تأسیس این شرکت ها، زمینه را برای شکل گیری شرکت ملی گاز ایران فراهم کرد. (سال ۱۳۴۸) به تدریج تعداد شرکت ها افزایش یافت و در بهمن ۱۳۵۲ به ۲۱ شرکت رسید. فعالیت آنان، مصرف کنندگان بیشتری  را تحت پوشش قرار داد. در سال ۱۳۵۵ برای اولین بار، انتقال گاز مایع که از طریق راه آهن، مورد توجه سندیکای توزیع کنندگان قرار گرفت. به دنبال آن دستگاه واگن مخزن دار فرانسوی به شرکت بوتان و هفت دستگاه به ایران گاز اختصاص یافت. مدیریت شرکت تا تیرماه ۱۳۵۳ با محمود خلیلی بود. از آن جا که وی در آخر عمرش بیمار بود، نقش محسن خلیلی پر رنگ تر می شد. این شرکت روند صعودی خود را تا بهمن ۱۳۵۷ حفظ کرد. در طی چهار سال، شرکت های راف (سال ۱۳۵۳)، شرکت پیوند(۱۳۵۴)، شرکت کولر گازی ایران و مرکز آموزش بوتان (۱۳۵۵) و رگولاتورسازی (۱۳۵۶) تأسیس و به مجموعه بوتان اضافه شدند. در سال ۱۳۵۴ شرکت تأسیساتی بوتان برای تولید لوازم آشپزی تجاری تأسیس شد. هدف این شرکت آن بود که بتواند نیازمندی‌های هتل ها، بیمارستان ها، پادگان های نظامی و مراکز بزرگ صنعتی را برای تهیه غذای فراوان - تأمین کند. این شرکت پس از انقلاب و جنگ با وجود ۷۵ متخصص، مهندس و کارگر تعطیل شد. با افزایش تولید و تنوع کالا، وابستگی به خارج نیز کاهش یافت؛ به عنوان مثال در سال ۱۳۶۳ اغلب قطعات آبگرمکن بوتان از خارج تأمین می شد؛ ولی این رقم در سال ۱۳۸۳ به ۵درصد رسید. بر همین اساس، تولید، نیروی انسانی، سرمایه و ظرفیت فنی این شرکت نیز افزایش یافت. تولید مخزن دو کیلویی (معروف به پیکنیک) همراه با سیلندر ۱۱ کیلویی در سال های پس از ۱۳۶۰ به بیش از ۱/۲۰۰/۰۰۰عدد رسید که بزرگترین رقم تولید این محصول در منطقه بود.
در بسیاری شرکت های خانوادگی، پس از فوت بنیان گذار شرکت ها، تفاوت دیدگاه ها و تضاد منافع رخ می دهد. تداوم و توسعه فعالیت به صورت جمعی برای شرکت هایی وجود داشت که یکی از اعضای مقتدر خانواده را به عنوان مدیر می پذیرفتند؛ چه بسا شرکت هایی که پس از فوت مؤسسانش با فاصله کمی، فروخته می شد؛ یا به علت اختلاف وارثان فرو می پاشید. خانواده خلیلی بخت آن را داشتند که وحدت خانوادگی را پس از فوت وی حفظ کنند و با پذیرش ریاست محسن خلیلی، فعالیت بوتان را منسجم نگاه دارند؛ به گونه ای که در برنامه های شرکت اختلالی رخ ندهد. بر همین اساس در طی چهار سال - تا سال ۱۳۵۷ - پنج شرکت تولیدی و آموزشی به بوتان اضافه شد.
در سال ۱۳۵۷ سه شرکت بزرگ بوتان گاز، پرسی گاز و ایران گاز، هر یک تقریبا ۲۵ درصد از بازار گاز مایع ایران را در دست داشتند؛ ۲۷ شرکت دیگر  که کوچکتر بودند جمعا ۲۵ درصد بازار را در اختیار داشتند. در سال ۱۳۵۸ دو شرکت پرسی گاز و ایران گاز - با سهم ۵۰ درصد - تحت کنترل دولت در آمدند. سندیکای کارگری و شورای اسلامی در فضای انقلابی و تحریک گروه های سیاسی، تمایل زیادی به مصادره شرکت، توسط دولت داشتند. در دهه شصت، آیت الله موسوی اردبیلی، رئیس قوه قضائیه حکمی صادر کرد که براساس آن، ۲۰% سهام شرکت بوتان به عنوان خمس، مصادره شود. اما این حکم با مراجعه چندین ساله و پی در پی به دادگاه، سرانجام، لغو گردید. شرکت بوتان در این زمان ۱۵۰۰ پرسنل داشت. شوراها با مکانیزه کردن سیستم ها، توسعه مراکز سلیندر پرکنی و ایجاد دپو در مراکز شهرها مخالف بودند؛ آنان تصور می کردند این کار، به منظور اخراج پرسنل، صورت می گیرد. مخالفت با دپو، به دلیل عدم تمرکز کارگران بود. علاوه بر خانواده خلیلی، سازمان گسترش مالکیت واحدهای تولیدی و شرکت سرمایه گذاری ملی از سهامداران بوتان بودند. شوراها در فرایند مدیریت و تولید شرکت، مشکلاتی پدید آوردند؛ برای همین مسئولان وزارت کار در تابستان ۱۳۶۴ آن‌ها را منحل کردند. کارکنان شورا، نیز از سوی مدیریت بوتان اخراج شدند. پس از مدتی یکی از افراد ذی نفوذ شورا به نمایندگی از سازمان مالی گسترش مالکیت به شرکت بازگشت؛ اما شرکت با عضویت وی در هیئت مدیره، مخالفت نمود. همین مخالفت برای مدیران بوتان در دادگاه، معضلات حقوقی ایجاد کرد. شرکت های دولتی، در اعتراض به عدم پذیرش آن فرد، به اعمال محدودیت و کاهش سهمیه بوتان اقدام نمودند. کم کم شرکت مشمول تعزیر حکومتی و جریمه های نقدی شد و مدیریت آن، درگیر امور حاشیه ای گردید، تا این که، این امور به زندانی شدن مدیر عامل، منتهی گشت. پس از مدتی، همین فرد اخراجی به عنوان قائم مقام مدیر عامل پرسی گاز، تعیین شد. این گونه تنش ها، اثرات خود را در سندیکای توزیع کنندگان گذاشت و موجب تضعیف و تخریب بوتان از سوی برخی شرکت های دولتی رقیب گردید. در اواخر سال ۱۳۶۶ هیئت قضایی فرمان امام (بعدها به ستاد اجرایی تغییر نام یافت) افرادی را به عضویت هیئت مدیره بوتان منصوب کرد.
با کنترل قیمت گاز از سوی دولت و افزایش هزینه های شرکت، زیان های مستمر سالیانه بوتان، افزایش یافت؛ در نتیجه، این شرکت برای تداوم فعالیت و افزایش سرمایه، برخی از دارایی‌های ثابت خود را فروخت.
به وقوع جنگ و بمباران آبادان و ماهشهر، تولید گاز منحصر به پالایشگاه شیراز، تهران و تبریز شد. بر اثر بمباران خرمشهر و اهواز تأسیسات بوتان تخریب (و بعدا
باز سازی) شد. در این دوران، کمبود گاز، اختلال در توزیع آن و دخالت استانداری ها مشکلات متعددی را برای شرکت ها فراهم آورد.
شرکت بوتان ۴۶ سهام دار داشت. هفده نفرشان از فرزندان سهام داران اولیه بودند. آنان با سه سرپرست دیگر، صاحب ۳۴/۴درصد سهام بودند که در اواسط سال های شصت برای کار و تحصیل به خارج از کشور رفته بودند. به همین دلیل، شکایتی علیه آنان در دادسرا مطرح شد. این پرونده از سال ۱۳۵۸ تا ۱۸ تیر ۱۳۸۲ از سوی ستاد اجرایی فرمان امام و دادسرا، مرتبا پیگیری می شد و مدیران شرکت بوتان برای ادای توضیحات متعدد از قبیل وابستگی به دربار، عدم پرداخت وجوهات شرعیه، فرار از پرداخت مالیات - به دلیل زیانده بودن - ، سهام غائبین و... صدها مرتبه به دادگاه احضار شدند؛ تا اینکه سرانجام پس از قریب به ۲۰ سال، حکم به برائت شرکت بوتان از موارد اتهام، صادر شد. همین پرونده، همراه با مسائلی از قبیل عدم رعایت نرخ فروش گاز مایع از سوی مدیران و رانندگان، کمبود عرضه، اخذ وجه برای تعویض سیلندر و... مدت های زیادی از وقت خلیلی و مدیران منطقه ای را گرفت و او را درگیر مشکلاتی از قبیل مراجعات مکرر به دادگاه، بازجویی، دخالت سازمان های متعدد به بهانه کنترل و بازرسی در کار شرکت، تهیه متن حقوقی برای دادسرا، اداره اماکن، اداره تعزیرات، ستاد مبارزه با گران فروشی، پاسخ وکیل شرکت به دادگاه، دستگیری مدیران، استعفای برخی از مدیران - به علت شرایط پرتنش حقوقی - رفتن پیش روحانیون ذی نفوذ - براب حل مسئله - کرد، در بعضی موارد احکامی مثل پرداخت جریمه نقدی، زندانی شدن خلیلی به مدت ۱۵ روز (در خوزستان) شلاق، تبعید و زندان در مورد وی صادر شد. این که حکم منع قرار پیگرد و تبرئه شرکت بوتان صادر گردید. همه این مسائل محسن خلیلی را در شهرهای تهران، اصفهان، مشهد، کرمان و ۲۴ شهر دیگر، در طی سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۷ درگیر کرد.
مطالعه پرونده حقوقی محسن خلیلی (و برخی از کارآفرین ها) نشان می دهد بیش از صدها روز از وقت آن ها، در دادگاه حقوقی صرف حل و فصل مسائل خرد و کم اهمیت می شد که نهادهای پر قدرت متاثر از سیاست ایجاد می‌کردند.
 مؤسسه ای که دو هزار نیرو و صدها معضل روزمره و پیچیده برای حضور در بازار و رقابت با شرکای داخلی و خارجی داشت، دیگر فرصتی برای اندیشیدن به برنامه های جدی و توسعه فعالیت ها نداشت. با این وجود شرکت بوتان، به گسترش فعالیت هایش توجه داشت.
با پیروزی انقلاب، مشکلات خاص ناشی از تب و تاب پیروزی، بحران دولتی کردن مؤسسات، شعارهای ضد سرمایه داری و فعالیت های سیاسی گروه های مختلف بر شرکت تحمیل شد. حفظ شرکت در این وضعیت بحرانی، مستلزم علاقه و تلاش طاقت فرسایی بود که محسن خلیلی، مسئولیت آن را عهده دار بود. دخالت غیر مسئولانه نیروهای بیرون و داخل شرکت به حدی بود که بسیاری از صاحبان صنایع، امکان فعالیت در این دوره را غیر عملی می دانستند، در نتیجه، شرکت را رها کردند و به خارج از کشور رفتند. این دخالت‌ها و فشارها بر بسیاری از شرکت ها تا سال ۱۳۶۸ همچنان اعمال می شد؛ گرچه از سال ۱۳۶۴ از قدرت و شتاب آن کاسته شده بود. در همین حال محدودیت های ارزی، خروج نیروی انسانی ماهر، عدم همکاری شرکت های بزرگ صاحب تکنولوژی خارجی و تحریم ایران از سوی اروپا و آمریکا، همچنان بر شرکت های صنعتی تأثیرگذار بود. گروه بوتان با وجود همه این محدودیت ها، بر فعالیت خود در زمینه توسعه شرکت افزود.
در طی ده سال منتهى (تا ۱۳۶۸) چندین شرکت تازه به مجموعه بوتان اضافه شد که عبارتند از: شرکت سرویس گاز که سال ۱۳۵۸ به منظور تولید و فروش انواع سیلندر، مخازن گاز، روشنایی، رگولاتور و سیلندر خودرو تأسیس شد و با ایجاد آن سرمایه شرکت به پنج میلیارد ریال افزایش یافت. این شرکت، دو واحد در تهران و بم داشت. شرکت تولیدی صنعتی بهسا، شرکت آلیاژدار (سال ۱۳۵۹)، چینی کرد و شرکت زمرد سرام (سال ۱۳۶۲) و بوتان گاز کرمان و ارومیه (سال ۱۳۶۸) شرکت های دیگر بودند. روند توسعه شرکت در دو دهه پس از جنگ نیز ادامه یافت و شرکت هایی مثل مثل گسترش کالای صنایع، تحقیقات صنایع خانگی و شرکت سخت آژند (سال ۱۳۷۴) بوتان ران، سرمایه گذاری قشم و کامل پیوند (سال ۱۳۷۶)، شرکت کاشی کرد، آوین کرد، شرکت بیتا (سال ۱۳۷۹) و مؤسسه نیکوکاری (سال ۱۳۷۸) بخشی از ۳۵ شرکت وابسته به بوتان بودند که تا (سال ۱۳۷۹) در حوزه تولید، سرمایه گذاری، آموزش، تحقیقات، بازرگانی و خدمات فعالیت می کردند.
شرکت بوتان ران با سرمایه ده میلیارد ریالی و با استفاده از ناوگان اختصاصی خود، به صدور و توزیع گاز مایع در خارج از کشور پرداخت. حمل محمولات ترانزیت به کشورهای همسایه، حمل صادرات مواد رنگی از اراک و اصفهان به عراق و افغانستان، حمل گاز مایع و پتروشیمی در داخل کشور، احداث ترمینال در مسیر جاده قم، بخشی از فعالیت های این شرکت می باشد. بوتان ران، امکانات واگنی حمل گاز را نیز در اختیار دارد. شرکت توسعه انرژی آسیا در سال ۱۳۸۴ با سرمایه دو میلیارد ریال تأسیس شد؛ هدف از تأسیس آن، خرید و فروش گاز و مشتقات نفتی از آسیای میانه بود. شرکت صنعتی بوتان به منظور استفاده از معافیت مالیاتی ده ساله و تحول در تولید محصولات، در تابستان ۱۳۸۱ واحدهای تولیدی خود را از تپه سفید به شهرک صنعتی کاوه (در ساوه) انتقال داد. پس از نیم قرن، تولید کنندگان لوازم خانگی و انجمن توزیع کنندگان گاز مایع، بیش از ۹۰ درصد نیازمندی کشور را در زمینه لوازم گازسوز و ظروف تحت فشار در داخل کشور تأمین می نمایند.
شرکت بوتان در طی ۵۵ سال دامنه فعالیت های خود را گسترش داده است. این فعالیت ها عبارتند از: از حمل و نقل، توزیع گاز مایع و فراورده های پتروشیمی، طراحی، تولید و نصب ایستگاه های پرکنی گاز مایع، تانک های ذخیره سازی، کارخانه های تولید سیلندر، آبگرمکن، رادیاتور، شوفاژ دیواری، کولر گازی، انواع مایکروفر، اتصالات گاز مایع، تولید چینی بهداشتی، جارو برقی و بیش از ۲۵۰ مدل لوازم خانگی (در طی ۴۵ سال تولید صنعتی)، فعالیت های ساختمانی، مثل توسعه صنایع ساختمانی بهار (تأسیس ۱۳۸۲)، حمل و نقل بین المللی، مثل بوتان اینترنشنال در ترکمنستان (۱۳۸۲)، فعالیت در انواع لیزینگ (لیزینگ شیاد) و خرید و فروش سهام (شرکت اندوخته فردا). بخش بزرگی از فعالیت های بوتان در طی این سال ها، صرف تنوع بخشی به کار اقتصادی - متناسب با تقاضای بازار و گسترش ظرفیت شرکت - بود. در سال های اخیر، برخی کالاها از مجموعه تولیدات شرکت حذف و برخی، مثل جارو، کولر گازی و مایکروفر به مجموعه تولیدات اضافه شد. گروه بوتان در سال ۱۳۸۴ به فعالیت های خود، سازماندهی تازه ای داد. هدف از این اقدام، تغییر نقش بوتان، از یک واحد پشتیبانی صرف، به یک واحد راهبردی مادر بود. برخی قسمت ها به صورت مستقل و درآمدزا شروع به سازماندهی کردند تا امکان ارزیابی، درآمدزایی و توسعه فعالیت وجود داشته باشد. به همین منظور در آخر بهمن ۱۳۸۴ گروه صنعتی انرژی سبز آسیا با سرمایه شصت و پنج میلیارد ریال تأسیس شد و به عنوان هلدینگ سهام دار شرکت های جدید ( غیر از بوتان سهامی عام) شروع به فعالیت کرد. این واحد سازمانی، حق دخالت اجرایی در واحدها و شرکت های وابسته را ندارد و هیئت مدیره، سیاست ها و برنامه های ستادی گروه را به مدیران واحدهای مستقل، منتقل می کند. شرکت صنعتی بوتان با تولید و عرضه ۵۵۰/۰۰۰ دستگاه آبگرمکن دیواری، ۱۵۰/۰۰۰ دستگاه شوفاژ دیواری،۱۷/۰۰۰دستگاه کولر گازی، انتظار فروش هشتاد میلیارد تومان را در سال ۱۳۸۴ داشته است. ۳/۵۰۰/۰۰۰خانواده ایرانی، شرکت نفت، پتروشیمی، گاز، پالایشگاه ها و سازمان های هواپیمایی از محصولات گروه بوتان استفاده می نمایند.
در دهه هشتاد، گروه بوتان توانست در تولید برخی از محصولات، جایگاه مهمی را در داخل کشور و سطح منطقه به دست آورد وی به عنوان بزرگترین تولید کننده شوفاژ گازی دیواری و آبگرمکن (در کشور) و بزرگترین تولید کننده آبگرمکن گازی دیواری (در خاورمیانه) معرفی گردید. تولید فعلی شرکت در سه گروه آبگرمکن، شوفاژ دیواری (در مدل های ۸ تا ۱۸ لیتری) و کولر گازی (در ۲۰ مدل مجهز به سیستم گرمایش، سرمایش و توأم) متمرکز است. شرکت بوتان در سال ۱۳۸۲ با اخذ استاندارد CE از شرکت آپپولس آبگرمکن، قادر به صادر کردن این محصول به اروپا شد. از نظر خلیلی، آزادی و توسعه، لازم و ملزوم یکدیگر هستند. آزادی به معنای مشارکت در تعیین سرنوشت است و این هدف از طریق فعالیت های گروهی - صنفی تحقق می یابد. راه تحقق آن، خردجمعی است. سیاست‌های غلط، با تفاهم و همدلی کاهش می یابد و منجر به بازخوانی و اصلاح حوزه سیاستگذاری در بخش خصوصی می شود. محسن خلیلی به تشکل گرایی به منظور اشاعه فرهنگ صنعتی و ایجاد یک حرکت عمومی درصنعت توجه کرد. برادرانش، سعید، حمید، شاهین و فرخ (فارغ التحصیل مهندسی آمریکا) در کنار خواهرش منصوره، خلا موقعیت وی را در گروه صنعتی بوتان پر می کردند.
او صنعتی شدن را (براساس اندیشه پذیرفته شده در ILO) در گروی همکاری بخش خصوصی، دولت و طبقه کارگر می دانست. مشارکت جمعی در حوزه تصمیم گیری، جزئی از مسئولیت اجتماعی فعالان صنعتی است؛ که به منظور جلوگیری از یک جانبه گرایی دولت صورت می گیرد. 
محسن خلیلی در طی ۵۶ سال فعالیت صنعتی اش، در تأسیس نهادهای کارفرمایی و مشارکت در سازمان های مدیریتی نقش داشت. از جمله کارها و سمت های او عبارتند از: نایب رئیس سندیکای توزیع کنندگان گاز مایع (سال ۱۳۵۰)، عضو سندیکای لوازم خانگی، نماینده اتاق بازرگانی ایران و مشاور رئیس اتاق (از ۱۳۵۸)، رئیس کمیسیون صنعت و معدن اتاق تهران، نماینده کارفرمایان کشور در شورای عالی کار در سال های ۱۳۵۸ و ۱۳۶۲)، رئیس هیئت مدیره سازندگان لوازم گاز و لوازم خانگی، دبیر کل کانون عالی کارفرمایان ایران و انجمن مدیران صنایع (تأسیس سال ۱۳۵۹)، رئیس هیئت مدیره کنفدراسیون صنعت ایران، رئیس هیئت مدیره اتاق ایران و بلژیک، خزانه دار اتاق ایران و کانادا، بنیانگذار پژوهشکده صنعتگر، نایب رئیس هیئت مدیره انجمن دارندگان نشان استاندارد، عضو شورای رقابت و شورای اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی (از بهمن ۱۳۸۷)، کمک به تدوین استانداردهای گاز مایع، تدوین کتب و سیستم های آموزشی برای فعالان صنعت گاز، پایه گذاری فعالیت های فنی و مهندسی، رئیس هیئت مدیره بانک کارآفرین. به نظر می رسد حضور وی به عنوان مؤسس و عضویت ایشان در ده ها نهاد، به دلیل خلاء حضور این نهادها در پیگیری امور صنعتی می باشد. فعالیت مؤثرتر این مؤسسات، نیازمند مسئولیت پذیری و به کارگیری افراد بسیاری برای انجام امور است و از توان چند فرد، خارج می باشد. به تعبیر خود جلیلی، دوسوم از وقت وی پس از انقلاب صرف نهادها و یک سوم از آن در واحد تولیدی صرف می‌گردید.
تلاش های وی در نهادسازی، کمک به سیاستگذاری و فعالیت های اجتماعی، باعث شد که ۴۷ بار نهادهای مدنی، بخش خصوصی و عمومی از وی تقدیر به عمل آوردند.
فرهنگستان علوم در سال ۱۳۸۵، جایزه ملی بهره وری را به عنوان پیشکسوت نمونه صنعت و مهندس برجسته به او اهدا کرد. خلیلی در برابر رنج دیگران حساس بود.
 هنگامی که در سفر به ژاپن، دپورت تعدادی از جوانان ایرانی جویای کار و درگیر شدن آن ها با پلیس ژاپن را  مشاهده کرد؛ (سال ۱۳۷۰) در حالی که قطرات اشک از چشمانش جاری بود خطاب به یکی از همکارانش گفت:
اما هرگز از خود نمی گذریم؛ از این که نتوانستیم به اندازه کافی در کشور اشتغال ایجاد نماییم؛ تا این جوانان، نیازی به کار در کشورهای دیگر نداشته باشند.
در فعالیت های صنعتی بر چند محور اساسی تأکید داشت:
١- پای بندی به مسئولیت اجتماعی و اصول اخلاقی در بنگاه: دوام هر بنگاه، بستگی مستقیمی به حیات جامعه دارد. نوع رابطه مدیر با کارکنان و ذی نفعان، بستر همکاری، اعتماد، بهسازی و نوآوری را در شرکت فراهم می آورد. کمک به کارکنان در جهت کاهش فقر، جزئی از وظیفه انسان دوستانه کارفرماست که برای بالابردن بهره وری نیروی کار، ضروری می باشد.
۲- آموزش به عنوان عامل تغییر رفتار، استقبال از تغییر و بهره گیری از تکنولوژی و روش های علمی جدید آرایش مجدد ذهنیات، بازنگری در الگوهای فکری و عملی برای پیشرفت و اصلاح امور، ضروری می باشد. بدون به کارگیری دانش جدید، شرکت‌ها در عقب ماندگی، بیشتر غوطه ور می شوند و فاصله آن ها با جهان توسعه یافته، بیشتر می گردد. خلیلی می گفت:
بزرگترین دشمن من کسی است که به من اطلاعات غلط بدهد.
۳- تلاش در جهت بهبود فضای کسب و کار: تشکل گرایی، تعامل تشکل های کارفرمایی با دولت و کارگران، حفظ حقوق مصرف کننده و مشارکت در تدوین قوانین استاندارد، معتقد بود. هدف وی کاهش تصدی گری دولت در اعطای وام های دستوری، نرخ بهره پایین، تعیین نرخ ارز، سهمیه بندی ها ، ارائه امتیازهای ویژه به گروه های خاص و حرکت در جهت توسعه بخش خصوصی و آزادی اقتصادی بود. وی به عنوان عضو، رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل در سندیکا و انجمن های متعدد، همکاری تشکل ها را پیگیری می کرد.
روزهای بحرانی آخر اسفند ۱۳۵۷ - که بدبینی نسبت به فعالان صنعتی غیر ستی، بر جامعه و دولت حاکم شده بود. - کارگران شرکت بوتان ۱۲۰ روز سود سهام را بر مبنای حقوق پایان سال مطالبه می کردند. در این شرایط، محسن خلیلی، به عنوان سندیکای توزیع کنندگان، دایما به مدیران شرکت دلگرمی می داد و می گفت:
مستضعف نبودن جرم نیست؛ باید برای حفظ، باقی ماندن و تعطیل نشدن تلاش کرد. ما وظیفه داریم در نگهداری تأسیسات خود و دستگاهی که با مرارت فراوان به وجود آمده است، بکوشیم. 
پس از انقلاب خروج برخی شرکت ها از سندیکا، دولتی شدن برخی از آن ها و دخالت سازمان های متعدد دولتی و انقلابی در امر توزیع گاز، وضعیت را به گونه ای پیچیده کرد، که خلیلی در جلسه سندیکا در دی ماه ۱۳۵۸ از شرکت ها درخواست کرد برای حل مشکلات پیش رو، مشارکت نمایند:
در پنجاه سالگی روزی ۱۲ ساعت کار می کنم که به تنهایی کافی نیست تنها راه نجات، تلاش و کوشش دسته جمعی می باشد. 
او از تجربه های زندگی آموخت، مشکلات فرارو، ناشی از فقدان عمل است؛  نه جهل. جرأت خوش آمد گویی به شکست را داشت و صبورانه ناکامی را مغلوب می کرد. لحظه ای از ارزیابی موقعیت ها غافل نبود. به جای تأکید بر جهل افراد به توانایی بالقوه آنان و به فعل در آوردن استعدادهایشان تکیه می کرد. زندگی خلیلی، تلاش خستگی ناپذیر و مبارزه با فشارها و بدسگالی های روزگار بود و اعتقاد به اینکه با توکل و عشق به انسانیت، می توان هر سنگی را در راه خود به پله تبدیل کرد و نباید برای اینکه عسل کندوی خود را زیاد کنیم، کندوی همسایگان را خراب نماییم.

به اشتراک بگذارید: