شنبه 9 مهر 1401 | Saturday, 01 October 2022
0
يکشنبه 16 مرداد 1401-19:3

علی خسروشاهی؛پایه‌گذار گروه صنعتی مینو / پنجاه کنشگر اقتصاد ایران/ بخش هجدهم؛ علی خسرو شاهی

علی خسرو‌شاهی، مردی که صنعت شیرینی‌سازی ایران را در طی ۲۰ سال گسترش داد و نام و برند شرکتش به نام پارس مینو، خوراک، پرسوئیس، صنعتی مینو و دارویی و بهداشتی مینو مشهور بود.
علی خسروشاهی؛پایه‌گذار گروه صنعتی مینو / پنجاه کنشگر اقتصاد ایران/ بخش هجدهم؛ علی خسرو شاهی
هرگاه به صنعت شکلات و بیسکویت ایران در دهه چهل و پنجاه می نگریم، نام علی خسروشاهی و شرکت مینو به یاد می آید. وی در طی بیست سال، شرکت مینو را بزرگترین تولید کننده صنعت غذایی تبدیل کرد و توانست آن را از یک شرکت به پنج شرکت توسعه دهد. این شرکت بعد از ۱۵ سال فعالیت در اردیبهشت سال ۱۳۵۳ وارد بورس گردید.
علی خسروشاهی از خانواده ای تجارت پیشه در تبریز به دنیا آمد. پدرش، حاج غفار به همراه دو برادرش حاج میرزا حسن و حاج حسین از سال ۱۲۸۵ در زمینه صادرات و واردات در تبریز فعالیت داشتند. آن ها در سال ۱۳۱۴ به کمک برخی از تجار محلی یک کارخانه نساجی در قزوین تأسیس کردند. این کارخانه تا اوایل سال های پس از شهریور ۱۳۲۰ به صورت شراکتی اداره می شد. بزرگ شدن فرزندان و اختلاف دیدگاه درباره نحوه اداره کارخانه و عدم آگاهی از تحولات صنعت نساجی، سبب شد که آن‌ها، سرانجام سهام خود را در کارخانه بفروشند. سه برادر، پس از سه دهه فعالیت اقتصادی مشترک، مقارن سال ۱۳۲۶ از هم جدا شدند و هر یک گروه جاری و صنعتی خود را شکل دادند. از میان سه برادر، دو گروه از آن‌ها به فعالان بزرگ صنعتی در ایران تبدیل شدند. گروه مینو (با نام علی و جلیل خسروشاهی در صنعت شکلات و بیسکویت) و گروه تولید دارو، (با سرپرستی حسن خسروشاهی و فرزندانش) مجموعه بزرگی به نام گروه سرمایه گذاری البرز را تشکیل دادند.
علی خسروشاهی در اواسط سال ۱۲۹۰ در تبریز در خانواده ای پرجمعیت به دنیا آمد. حاج غفار خسروشاهی، هشت فرزند داشت. علی، تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در تبریز گذراند و در حدود سال ۱۳۱۹ از دانشگاه تهران با مدرک لیسانس حقوق فارغ التحصیل شد. پس از آن، همراه با پدرش در تبریز و بعد تهران، مشغول تجارت گردید. ایران در طی همین سال ها (۱۳۲۴-۱۳۲۰) توسط متفقین انگلیس، روسیه، آمریکا اشغال شده بود و کشور درگیر بحران های مختلف سیاسی و اجتماعی بود. افسار گسیختگی سیاسی، تظاهرات هرج مرج گونه، فضای اتهام زنی گسترده از سوی برخی مطبوعات عمدتا چپ، کمبود مواد غذایی، تورم دورقمی، بحران خود مختاری آذربایجان و کردستان، در کنار بی مسئولیتی نهادهای اداری، فضای نامطلوبی را برای فعالان اقتصادی به وجود آورده بود؛ به طوری که فضای کسب و کار و امید به آینده برای سرمایه گذاران، تیره و تار می نمود. در این سال ها، سرمایه گذاری دراز مدت کاهش یافت؛ تورم برای کسانی که سرمایه غیر منقول داشتند، سود بیشتری را تضمین می کرد.
علی خسروشاهی - بر خلاف نسل اول خاندانش - تحصیل کرده دانشگاه و آگاه به زبان فرانسه و انگلیسی بود. تحصیلات وی در رشته حقوق و دانستن زبان خارجی، فعالیت تجاری وی را تسهیل می کرد. او در آغاز فعالیت تجاری، معاملات اقتصادی را به صورت قرارداد تنظیم می کرد. این رویه برای بسیاری از همکاران تجاری، قابل قبول نبود؛ به گونه ای که، او مجبور به تغییر رویه شد و مانند بسیاری از بازاریان براساس اعتماد، به معاملات تجاری پرداخت. او و برادرش، جلیل خسروشاهی تا سال ۱۳۵۸، مالکیت و مدیریت گروه مینو را در دست داشتند. حسن - که تحصیل کرده آمریکا بود - از سال ۱۳۴۶ به فعالیت خانوادگی، پیوست.
جلیل خسروشاهی، برادر کوچکتر (۱۳۸۶-۱۲۹۸) تحصیلاتش را تا مقطع دیپلم ادامه داد. وی سال های طولانی به تجارت فرش در آلمان، مشغول بود. به زبان آلمانی مسلط بود و انگلیسی را تا حدودی می دانست. نقش وی در فعالیت های خیریه خصوصاً ساخت بیش از ۱۰۰ مدرسه، پس از انقلاب حائز اهمیت بسیار است. حاضر نبود نامی از وی در ساخت مدرسه ها برده شود.
در طی سال ها انباشت سرمایه، تجربه خانوادگی و توانایی های آموزشی دو برادر بستر فعالیت صنعتی برای آنان فراهم شد. علی خسروشاهی، تجربه فعالیت اقتصادی در بازار تبریز و تهران را داشت. شناخت نظام بنکداری، خرده فروشی، ارتباط با شرکای تجاری در شهرستان ها، آشنایی با نظام بانکی و اعتباری و خوشنامی خانواده آنان (در طی سه دهه)، ابزارهای لازم را برای ورود آنان به عرصه سرمایه گذاری بلند مدت فراهم می کرد.
سال ها تجربه در بازار آزاد، توانایی فوق العاده ای در اداره مؤسسه تولیدی برای وی فراهم کرده بود. او بر اجزای مختلف مالی، اداری، تولیدی و بازاریابی اشراف داشت و در زمان فعالیتش یکی از متخصصین شیرینی سازی در ایران بود. وی برای حل مشکلات از افراد، به طور شفاهی و کتبی، راهنمایی می خواست. او در استفاده از موقعیت ها، استعداد عجیبی داشت؛ گاهی اتفاق می افتاد که شرکت به کالایی نیاز داشت؛ ولی به دلیل سلیقه شخصی و مدیریتی، به آن کالا مجوز ورود نمی دادند؛ او صبر می کرد تا در زمان خاصی که تحولات اداری و مدیریتی در گمرک اتفاق می افتاد؛ کالای مورد نظر را وارد می کرد و به این وسیله مشکل شرکت را حل می نمود. یک بار که شکر از کارخانه قوچان خریداری کرده بود، محموله به عنوان قاچاق، توقیف شد. او توانست با مشکل فراوان، شکر را از توقیف آزاد نماید.
علی خسروشاهی از اعتماد به نفس بالایی برخوردار بود. به روایتی، وقتی مسئله ای از نظرش درست بود، به شدت بر روی آن پافشاری می کرد، در امور اداره شرکت - خصوصا در بحران ماه های اول پس از پیروزی انقلاب - کمتر ملاحظه کار بود.
در تجزیه و تحلیل مسائل شرکت، از مدیرانش، درک دقیق تری داشت. با این وجود گاهی، در شرکت، کلاهبرداری می شد. یک کارشناس انگلیسی، ماشین های دست دوم و کهنه را به عنوان ماشین نو به شرکت فروخت؛ او مجبور شد آن ماشین آلات را کنار بگذارد و دوباره به واردات ماشین های نو اقدام نماید. با این که روزی به طور متوسط ۱۲ ساعت کار می کرد می گفت: ایروانی حدود ۱۴ساعت کار می کند. وی در طی دو همه از فعالیت صنعتیش در تربیت نسلی از نیروهای ماهر و مدیر نقشی اساسی داشت. در اوایل دهه بیست با دختر قائم مقام رفیع از مقامات ذی نفوذ سیاسی، ازدواج کرد. حاصل این ازدواج، دو دختر و دو پسر بود. یکی از دخترانش مدتی در بخش که تولید لوازم آرایش، کار می کرد. 
در زمان انقلاب ۱۳۵۷، کشور را ترک نکرد و همچنان در کارخانه حضور داشت.
وقتی گروه مینو مشمول لیست ۵۱ نفره قانون حفاظت صنایع نشد، با اطمینان به اداره شرکت پرداخت. علی خسروشاهی به یکی از مراجع بزرگ تبریزی احساس نزدیکی می کرد.
در دوره انقلاب، کارخانه های اطراف کرج به شدت از همدیگر از نظر رفاهی و سیاسی متأثر بودند؛ هنگامی که یکی از واحدهای صنعتی به دلیل مسائل صنفی و سیاسی تعطیل می شد، بر صنایع دیگر نیز تأثیر می گذاشت. شرکت مینو به علت نزدیکی به برخی از کارخانه های کوچکتر، در مسائل سیاسی انقلاب از آن ها متأثر بود؛ اما مشکل در تفاوت حجم کاری شرکت ها بود؛ هزینه اعتصاب ها برای مینو بسیار زیاد بود چرا که شرکت های کوچک، کم تر از ۵۰ پرسنل داشتند؛ اما مینو بیش از دو هزار نیرو داشت. در همین زمان، رؤسای مینو، از یک روحانی بلند مرتبه در مشهد، مجوز گشودن بخشی از کارخانه را گرفتند؛ پس از آن، تمام کارخانه، دوباره وارد فعالیت تولیدی شد.
بهمن ۱۳۵۷ کارخانه به مدت یک هفته تعطیل شد. در بهار و اوایل تابستان ۱۳۵۸، بر اثر بحران کارگری، دادستان انقلاب، یک نفر را از سوی نهادهای دولتی، مسئول اداره کارخانه کرد. شرکت مینو مشکلی با نظام بانکی در مورد عدم پرداخت بدهی نداشت. وی حتی در روزهای بحرانی انقلاب که انقلابیون عمدتا می گفتند بدهی بانک ها را نپردازید، تمام بدهی اش را به موقع می پرداخت؛ به همین دلیل گروه مینو در لیست ۵۱ نفره قانون حفاظت صنایع، مشمول هیچ یک از بندهای وابستگی، بدهی بانکی و صنایع مادر نبود؛ بر این اساس تحت کنترل دولت، قرار نگرفت.
در فضای سیاسی انقلاب، همه معیارهای متعارف - از جهت کیفیت تقاضاهای پرسنل - تغییر کرده بود. با هر خواسته ای موافقت می شد، خواسته ای دیگر مطرح می گردید. این تقاضاها در زمانی که نظام بازار، برگشت سرمایه و تقاضا مختل شده و منابع شرکت کاسته و درخواست های رفاهی افزایش یافته بود، موجب می شد صاحبان صنایع و مدیران در برابر برخی از این تقاضاهای رفاهی، مقاومت کنند. در شرایط رادیکالیزه انقلاب، نقش گروه‌های چپ در تشدید این رویکرد و فقدان فضای قابل فهم - از هر دو سو - بر شدت این بحران می افزود. کارگران می گفتند سود وام های گرفته شده را نباید پرداخت؛ خسروشاهی می‌گفت وقتی شرکت به بانک، سود می پردازد،چگونه از کارگران سود نگیرد. فشار روزافزون تعدادی از کارگران انقلابی، همراه با فضای سیاسی ناامن زمینه خروج وی از کشور را تشدید کرد. پس از آن به سوئیس رفت؛ در زمینه خرید و فروش ارز و سهام فعال بود. خسروشاهی در طی اقامتش در اروپا به فعالیت صنعتی نپرداخت.
از نظر سبک زندگی، سعی می کرد الگویش، نمایش ثروت نباشد. با این که صاحب ثروت بود از سوار شدن بر ماشین های گران قیمت خودداری می کرد؛ زیرا نمایش ثروت را موجب حسادت نیروی کار و جامعه فقیر می دانست. یک ماشین آریا داشت؛ حتی در خانه اش خدمتکار دائمی نداشت. و در بسیاری مواقع، همسرش شخصا پذیرایی می کرد.
در اوایل دهه پنجاه، فعالیت صنعتی در ایران شتاب پیدا کرد؛ از این رو، شرکت ها با مشکل کمبود کارگر مواجه شدند. در مواردی کارگر از اراک می آوردند و برخی از معاودین عراقی را جذب شرکت کردند. شرکت مینو، سعی می کرد علاوه بر بیمه کردن کارگران، حقوق قانونی شان را به آن ها بپردازد. سرویس ایاب و ذهاب نیز از سال ۱۳۵۱ برای کارکنان برقرار بود. هنگامی که بخش تازه ای، به واحد تولیدی اضافه می شد می پرسید چند نفر شاغل به این واحد، اضافه می شوند؟ وقتی پاسخ می شنید که مثلا صد نفر، با خوشحالی می گفت: صد نفر نان خور به مجموعه اضافه شدند.
تعدادی از کارگران شرکت دختر بودند. مدتی اتوبوس کارکنان زن و مرد از یکدیگر مستقل بود. در اتوبوس، مشکل گفتگوهای غیر عرفی، بین کارکنان مرد وجود داشت؛ برای حل این مشکل، اتوبوس خانم ها و آقایان ادغام شده و به این وسیله از کاربرد سخنان غیر اخلاقی در فضای اتوبوس جلوگیری به عمل آمد. در مورد سوء استفاده جنسی، شرکت به شدت، حساس بود. مدیران، عموما پیگیری می کردند که سرپرستان از قدرت خود سوء استفاده نکنند. در عین حال گاهی، فضای آشنایی و دوستی، منجر به ازدواج کارکنان با یکدیگر می شد.
خسروشاهی مدتی نیز به توزیع پودر شوینده پرداخت. او پودر را در قوطی های خصوص، بسته بندی و به بازار عرضه می کرد. بعدها واحد قوطی سازی و چاپ سازی شد که محصولات شرکت را بسته بندی و توزیع می کرد. علاوه بر این‌ها شیر خشک شرکت نستله را در ایران توزیع می نمود.
به روایت یکی از مدیرانش، خسروشاهی، قبل از تأسیس شرکت مینو، آب نبات و بیسکویت را از انگلیس وارد می کرد. نام او به عنوان یکی از مؤسسان شرکت علاء الدین ایران ذکر شد که با سرمایه گذاری مشترک یوسف خویلو، مسعود پورقدیری و سه انگلیسی تأسیس شده بود. این شرکت در سال ۱۳۳۷ با سرمایه دویست و بیست میلیون ریال، و هجده هزار متر زیر بنا، در کیلومتر ۱۴ جاده کرج، تأسیس شد. کار آن تولید بخاری و اجاق خوراک پزی بود.
شرکت پارس مینو در ۱۶ آبان ۱۳۳۸ به منظور تولید مواد غذایی و دارویی در کیلومتر ۱۰ جاده مخصوص کرج با شماره ثبت ۶۹۸۰ شروع به فعالیت کرد. مساحت کل کارخانه ۲۲۳۳۰۰ متر مربع و زیربنای آن تا سال ۱۳۵۶ به ۷۰۰۰۰ متر مربع گسترش یافت. شرکت در سال ۱۳۴۷ به سهامی خاص و در سال ۱۳۵۳ به سهامی عام، تبدیل و وارد بازار بورس شد. حجم سهام معامله شده در سال ۱۳۵۴ بیش از صد و شش هزار سهم بود که سازمان گسترش مالکیت، ۵۰ درصد آن را خریداری کرد. در سال ۱۳۵۵ تنها ۲۳۰۲ برگه سهام به فروش رفت که نقش ناچیزی در تأمین سرمایه شرکت داشت. قبل از آن که شرکت مینو وارد بورس شود، اکثر سرمایه، متعلق به خانواده خسروشاهی بود. پس از آن تعداد سهام‌داران شرکت به ۱۵۱۷ نفر رسید. با این حال، سهام داران بزرگ شرکت، خانواده خسروشاهی بودند. شرکت مینو، تا سال ۱۳۵۷ شریک خارجی نداشت؛ به همین دلیل تنها به تولید، تحت لیسانس شریک خارجی اکتفا می کرد. سود ویژه این شرکت در سالهای ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۴، از صد و چهل و دو به هفتصد و بیست و یک میلیون ریال افزایش داشت؛ همچنین سرمایه شرکت در دهه پنجاه روند تصاعدی داشت و در پایان سال ۱۳۵۵ (پس از ۱۷ سال)، از پنج میلیون ریال به هزار و نود و سه میلیون ریال توسعه یافت. به تدریج، بخش های مختلف تولید آب نبات، بیسکویت، پاستیل، شکلات، پفک، ویفر، آدامس و... در شرکت راه اندازی شد. بر همین اساس، پرسنل شرکت، افزایش می یافت؛ تا این که در سال حدود ۱۵۰ نفر رسید. افزایش فعالیت شرکت و درآمد آن، امکان ارائه خدمات بیشتر از قبیل اعطای وام مسکن و پاداش سالانه به کارکنان را فراهم می کرد.
آن ها با ماشین های بسته بندی سوئیسی و ایتالیایی، ماشین آلات پخت انگلیسی و آلمانی، ماشین های پفک نمکی آمریکایی و برخی از ماشین های تولید آدامس را از ژاپن وارد کردند. شرکت های تولید دارو، شرکت متعلق به داداشی زاده و شرکت ویتانا متعلق به تهرانچی از رقیبان شرکت مینو در تولید کیک، بیسکویت و ... بودند. محصولات غذایی، تحت لیسانس شرکت های خارجی بودند؛ مثلا پفک نمکی، تحت لیسانس بیاتریس فودز و بیسکویت، تحت لیسانس یک شرکت انگلیسی بودند. داروهایی که تحت لیسانس شرکت های خارجی بودند پس از آن که در کارخانه تولید می شد، مورد آزمایش قرار می گرفت و پس از اجازه پخش، وارد بازار ایران می شد. یک قرارداد رویال تی (حق لیسانس) بسته شد که بر اساس آن، به ازای هر بسته تولید به شرکت‌های خارجی صاحب امتیاز آن محصول، حق لیسانس پرداخت می شد.
سه سال پس از شکل گیری و گسترش فعالیت گروه مینو، در ۳۱ تیر ۱۳۴۱ شرکت شوکو پارس، با شماره ثبت ۸۳۰۲ برای تولید انواع مواد غذایی و شکلات تأسیس شد.
در سال ۱۳۴۱، کارخانه دارویی، بهداشتی مینو به بهره برداری رسید و تا سال ۱۳۵۷ تولیدات خود را تحت لیسانس برندهایی معتبر اروپایی به بازار عرضه می کرد. لوازم آرایشی، بخش کوچکی از فعالیت شرکت را تشکیل می داد. در آغاز این محصولات عمدتا به صورت مواد آماده، وارد و در ایران مخلوط و بسته بندی می شدند؛ در نتیجه در شرکت کمتر کار اساسی در تولید ارزش افزوده صورت می گرفت.
در ۱۹ مهر ۱۳۴۹ (یازده سال پس از تأسیس شرکت مینو) سومین شرکت گروه به نام شرکت صادراتی پرسوئیس (سهامی خاص) با هدف صادر کردن تولیدات شرکت و با شماره ثبت ۱۴۲۳۴، تأسیس شد. روند توسعه شرکت، این ضرورت را ایجاد می کرد که شرکت های جدید برای انجام صحیح تر فعالیت ها ایجاد شود. یکی از این شرکت‌ها، چاپخانه بزرگی برای نیازهای چاپی شرکت تأسیس کرد؛ همچنین کارخانه کشمش پاک کنی را در قوچان بنا نمود.
در سال ۱۳۵۱ شرکت صنعتی مینو با هدف تولید محصولات غذایی، شیرینی و شکلات در استان زنجان (خرم دره، کیلومتر ۸۵ جاده قزوین – زنجان)  به وسعت ۵۴ هکتار احداث شد و در سال ۱۳۵۳ شروع به کار کرد. در خرم دره امکانات، بسیار کم بود. تأسیس شرکت مینو در آنجا بستر لازم را برای توسعه منطقه، ورود شرکت های دیگر را به خرم دره و در نتیجه گسترش اشتغال و فعالیت های زیربنایی - مثل برق، آب و جاده - فراهم کرد. زمین های کارخانه از زمین داران بزرگ خریداری شد و تولیدات شرکت در قالب ده‌ها محصول بیسکوئیت، تافی، کیک، آرد صنعتی و پفک به بازار عرضه گردید. شرکت در تولید اقلام دارویی، تحت لیسانس شرکت های معتبری، مثل ساندوز سوئیس، بوتس و سرل انگلستان و اورال فرانسه بود و لوازم آرایشی، بهداشتی خود را با برندهایی مثل لانکوم، وبشی و گی لاروش به بازار عرضه می کرد.
شرکت در اوایل دهه پنجاه، در سه شیفت (حدود هفت و نیم تن روزانه) تافی تولید می کرد. در همین هنگام که تقاضا بیشتر از تولید بوده، یکی از مدیران بخش فروش، اندکی تخفیف داده بود. علی خسروشاهی با ناراحتی گفت: موقعی که شرکت، شبانه روز و حتی جمعه ها کار می کند باید قیمت بالا رود؛ نه این که تخفیف داده شود. شرکت حتی یک بار در روز عاشورا برای پاسخ گویی به تقاضای بازار، مجبور به تولید شد. برخی از کارگران بر اثر اعتقادی خرافی، معتقد بودند که اگر در این روز کار کنند، تبدیل به سنگ می شوند. تا این که شرکت با پرداخت حقوق ۵ روز (برای عاشورا)، بخش تولید را وادار به کار کرد.
شرکت قاسم وابسته به مینو در چند مرکز استان، دفتر و انبار داشت. در استانی که دفتر نداشت از طریق استان‌های همجوار به توزیع کالا در بین فروشگاه ها می پرداخت. این دفاتر، مسئول توزیع کالای شرکت و کالاهای وارداتی به مغازه ها و فروشگاه های تهران و شهرستانها بودند. تشکیل شبکه توزیع، یکی از موفقیت های گروه مینو در زمینه گسترش بازار و برگشت هزینه تولید بود. بخش بازاریابی، یک مدیر سوئیسی داشت و ضیابخش و زاهدانی (دو تن از مدیران برجسته کشور) با وی همکاری می کردند. هر دوی آن ها پس از انقلاب برای کار به کانادا رفتند. خسرو شاهی به مدیرانش می گفت: این جا هاروارد است، شما باید در حقیقت پول بپردازی تا چیزی یاد بگیری.
شرکت مینو برای تربیت نیروی ماهر، کارگران دیپلمه و بالاتر را به مؤسسه های مختلف آموزشی اعزام می کرد، تا تولید شکلات را بیاموزند. همچنین برای کسب توانایی های بیشتر، کارگران فنی را به سوئیس، آلمان و آمریکا اعزام می فرستاد.
اعضای هیئت مدیره رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت در طی ۲۰ سال، عمدتا علی، جلیل و حسن خسروشاهی بودند. با افزایش شعبه های شرکت، توسعه فعالیت آن و ورود شرکت به بورس، مدیرانی از خارج خانواده نیز به مجموعه شرکت اضافه دارند. محصولات غذایی شرکت شامل انواع شکلات، بیسکوئیت، ویفر، آدامس، آب نبات، کیک، تی‌تاپ، تافی، محصولات دارویی شامل، انواع شربت، قرص، پماد و محصولات آرایشی و بهداشتی، شامل انواع کرم و رژلب بود. برخی از وسایل آرایشی، مثل عطر و ادکلن نیز از خارج، وارد می شد.
تبلیغات شرکت مینو در نشریات، رادیو و تلویزیون - در مقایسه با سایر هزینه ها ۔ قابل توجه بود. یکی از تبلیغات مشهور مینو این بود که: «هر چه مارک مینو است، همتا ندارد.» برند مینو در کشورهای عربی شهرت داشت که یک شرکت تولید بیسکویت نام محصول خود را فینو گذاشت.
شرکت خوراک، نسکافه و شیر خشک بچه را از شرکت نستله سوئیسی وارد می کرد. حسن خسروشاهی مدیر عامل آن بود. جلیل خسروشاهی در شرکت مینو، مسئول سفارش قطعات خارجی بود. وی دفتری در آلمان داشت که وسایل مورد نیاز مینو را فراهم می کرد. وی فرزندی نداشت و نسبت به حل نیاز گرفتاران، حساس بود.
شرکت مینو به ۱۲ شرکت تجاری و تولیدی در سال ۱۳۸۲ گسترش یافت. شرکت پخش قاسم، (وابسته به گروه مینو) با ۱۶۲ کامیون، مسئول توزیع کالا به هشتاد هزار خرده فروش بود. این شرکت در ۲۳ مرکز استان، ۶۵۰ نوع محصول گروه مینو و ۶۰ شرکت دیگر، همچنین محصولات شرکت نستله را پخش می کرد. این محصولات شامل مواد غذایی، آرایشی و دارویی بود. شرکت، همچنین در خارج از کشور از جمله در افغانستان و عراق، دفاتر توزیع داشت. از دیگر فعالیت‌های شرکت در دهه هشتاد، تأسیس شرکت صنایع غذایی قدس رضوی در زاهدان بود. هم اکنون، ستاد آزادگان، اکثر سهام را در دست دارد. و شرکت مینو همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد. در حوزه کمک‌های اجتماعی نیز، خسروشاهی مشارکت فعال داشت. در هنگام بیماری خانواده مدیران، در صورت نیاز به آن ها کمک می کرد. هنگامی که دکتر قریب برای او پیام داد که بیمارستانشان دچار مشکل است، به آنجا کمک کرد. هنگامی که برای آموزش و پرورش، می خواست ۲۵۰۰ مدرسه به کمک افراد خیر بسازد علی خسروشاهی گفت ما در منطقه خسروشاه (اطراف تبریز) پنج مدرسه می سازیم. او در برابر درخواست وزارت آموزش و پرورش، مبنی بر آن که پول به آن ها پرداخت شود تا مدرسه بسازند، به دلیل اسراف و حیف و میل سازمان های دولتی نپذیرفت. او به سختی به سازمان‌های دولتی کمک می کرد. سرانجام علی خسروشاهی، مردی که صنعت شیرینی سازی ایران را در طی ۲۰ سال گسترش داد و نام وی و برند شرکتش به نام پارس مینو، خوراک، پرسوئیس، صنعتی مینو (خرم دره) و دارویی و بهداشتی مینو در منطقه برجسته بود، در آغاز دهه هشتاد خورشیدی در سوئیس بر اثر تصادف با موتور فوت کرد.
در سال ۱۳۵۸ تولید فرآورده های تحت لیسانس، ممنوع و پروانه های ساخت آن باطل شد. محصولات دارویی شرکت به صورت طرح ژنریک تولید خود را ادامه داد، ولی فعالیت بخش بهداشتی آرایشی شرکت، متوقف شد. در سال ۱۳۸۱ بخش دارویی و آرایشی به عنوان شرکتی وابسته به گروه، شروع به کار نمود.
پسرش، حسن خسروشاهی یکی از کارآفرینان موفق ایران در کاناداست. او شرکت زنجیرهای فروش لوازم الکترونیک فیوچرشاپ را در کانادا راه اندازی کرد و در سال ۱۳۸۳ به روایتی با قیمت حدود پانصد و بیست و پنج میلیون دلار، شعبات فروشگاهش را به یکی از شرکت های آمریکایی فروخت.

به اشتراک بگذارید: